تبليغاتX
آزادی ایران
درج نظرات آزادیخواهان
سرکوب آزاد اندیشان در حکومت اسلامی همچنان ادامه دارد .اینبار حکومت سیاه اسلامی بسیج و سپاه را هر چه بیشتر از قبل برای سرکوب آماده کرده است

خبر تکمیلی درج خواهد شد

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 فروردین1388ساعت 19:50  توسط هیوا | 
امروز روز جهانی زن

امروز را همه یک صدا در جهان روز زن می نامندامروز ۸ مارس است.روزی که اولین قدم ها برای رهایی این قشر از جامعه برداشته شد.امروز روز مبارزه با بردگی زن است.چرا باگفتن صفت یک قسمت از جامعه و انسان یا نوع جهانی بشر انرا جدا کنیم و از همهی ابزار برای ظلم به او استفاده کنیم.اگر زن را در عشق کار مادرو....در هرکدام به تنهایی بررسی کنیم زن را به گوشه تنگ این جهان هل داده ایم .چرا اورا برای همه ی این صفاتلایق ندانیم.

روز زن نماد حرکت زنان برای بدست گرفتن اینده خودشان است.

نماد اعتراض به وضع موجود و طلب کردن وضعی بهتر که لایقشان هستند.

در این راه مردان ازادیخواه هم برای همراهی زنان هستند این روز روزی است که مردان هم ازادیخواهی خود را نشان بدهند.

زنان منابع ازادی خود را بهتر از دیگران می شناسندو زنان باید در حرکت به سوی رهایی به خود اتکا داشته باشندو نه باید اجازه ی سخنگویی از خودشان را به دیگران بدهند که این خود غلتیدن در بردگی دیگری است.

بین ازادی و بردگی برای زن یک تارمو اختلاف است که باید این اختلاف را شناخت.

روزتان مبارک هیوا جنا

+ نوشته شده در  شنبه 17 اسفند1387ساعت 10:47  توسط هیوا | 

ويرانی خاوران، پاک کردن آثار هولناکترين جنايت تاريخ معاصر ايران

ماموران دولت جمهوری اسلامی ايران در فاصله جمعه ٢٠ تا جمعه ٢٧ دی ماه قسمتی از گورستان خاوران شامل گورهای قربانيان اعدامهای سال ٦٠ تا تابستان ٦٧ گورهای انفرادی و کشتار دسته جمعی تابستان ٦٧ (گورهای جمعی) را با بولدوزر زير و رو کرده و با ريختن خاک تازه و کاشتن درخت بر گور قربانيان، آثار يکی از هولناکترين جنايتهای تاريخ معاصر ايران را در زير انبوه درختان بی گناه پنهان کردند.

ماموران دولت جمهوری اسلامی ايران در فاصله جمعه ٢٠ تا جمعه ٢٧ دی ماه قسمتی از گورستان خاوران شامل گورهای قربانيان اعدامهای سال ٦٠ تا تابستان ٦٧ گورهای انفرادی و کشتار دسته جمعی تابستان ٦٧ (کانال‌های جمعی) را با بولدوزر زير و رو کرده و با ريختن خاک تازه و کاشتن درخت بر گور قربانيان، آثار يکی از هولناکترين جنايتهای تاريخ معاصر ايران را در زير انبوه درختان بی گناه پنهان کردند.

تخريب گورستان خاوران ادامه اقداماتی است که از تابستان امسال آغاز شد. ابتدا با اعمال فشار، بازداشت، احضار و حتی هجوم به منازل بازماندگان قربانيان از برگزاری مراسم يادبود در منازل شخصی آنان جلوگيری کردند و سپس در روز جمعه ٨ شهريور سال جاری بابستن راه‌های ورودی اين گورستان و ممانعت از برگزاری مراسم ساليانه يادبود کشتار جمعی تابستان ٦٧ طرحی را که سالها در نظر داشتند به اجرا درآوردند. درهای گورستان را برای مدتی بر روی بازماندگان قربانيان بستند. خانواده های مراجعه کننده به خاوران از سوی ماموران وزارت اطلاعات احضار و مورد بازجويی قرار گرفتند. در اين بازجويی ها ماموران خواهان تعهد اعضای خانواده ها برای عدم برگزاری مراسم و نرفتن به خاوران شده بودند. هر چند مسئولان جمهوری اسلامی در سال اخير رفتارهای غير مسئولانه و تحريک آميز برخی از کسانی که به قصد محکوم کردن جنايتهای دهه ٦٠ به خاوران می‌آمدند را بهانه هجوم به خاوران اعلام می‌کنند، اما روشن است که اين اقدامات برنامه ای از پيش تدوين شده و تنها اين اعمال غير مسئولانه بهانه‌ی لازم را در اختيار مقامات امنيتی قرار داده است.

جمهوری اسلامی سا‌ل‌ها در پی آن بود که به ترتيبی راه حلی برای "مسئله خاوران" بيابد. در سال های بعد از ١٣٦٧ می خواستند در خاوران "فرهنگ سرا" بسازند. سالها بعد خواستند خاوران را برای خانواده ها "بازسازی" کنند.که هر بار با تلاش خانواده ها و مراجعات مکرر آنان، مسئولان دولت جمهوری اسلامی از اجرای طرح خود صرفنظر کردند.

بازماندگان قربانيان اعدامهای دهه ٦٠ در مراجعات خود به ارگانهای دولت جمهوری اسلامی بر اين نکته تاکيد کرده بودند که هر گونه تغيير در وضعيت خاوران بايد پس از روشن شدن محل دفن اعدام شدگان در خاوران انجام گيرد، چرا که به درستی نگران بودند که هر گونه اقدامی می تواند شواهد موجود در خاوران را از بين ببرد.

در سالهای اخير بخشی از خانواده ها با توجه به اهميت حفظ خاوران اقداماتی را انجام دادند. از جمله دو سال پيش با ارسال نامه ای به ايت الله منتظری، از ايشان خواستند نظرشان را در مورد تخريب گورستان غير مسلمانها اعلام کنند. ايشان در پاسخ به اين سوال " که آيا تخريب گورستان غير مسلمين مجاز است؟" صراحتا اعلام کردند " که در اسلام بی احترامی به ميت و تخريب گورستان حتا غير مسلمان جايز نيست." ايشان همچنين متذکر شده بودند " ماموران اجرايی به صرف انکه برای حکومت اسلامی کار می کنند اما مجاز نيستند از اين دستور اطاعت کنند"

همچنين چندين عضو خانواده های اعدام شدگان دهه شصت در آبان ماه سال جاری در نامه ای به خانم ناواناتم پيلی کميسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد علاوه بر تاکيد بر حق خانواده های قربانيان برای دادخواهی، درخواست کردند "که مقامات سازمان ملل در جريان ملاقاتهايشان با مسئولان جمهوری اسلامی بخواهند که به آزار و اذيت خانواده ها پايان داده شود."

در همان تاريخ رضا معينی و جعفر بهکيش، از خانواده های قربانيان، شکواييه برای آيت اله شاهرودی، رئيس قوه قضاييه، ارسال کردند و ضمن شرح آنچه در ماههای گذشته رخ داده است از ايشان خواستند تا بعنوان بالاترين مقام قضايی "با پيگيری مسئله به اقدامات غير قانونی ماموران جمهوری اسلامی در احضار و بازجويی و اذيت و آزار خانواده ها پايان دهند."

ما از همگان می خواهيم به حمايت از تلاش خانواده ها برای حفظ اين مکان که بخشی از تاريخ ايران است بکوشند. خاوران امروز به ويژه با گورهای دسته جمعی قربانيان قتل عام شصت و هفت، بنای يادمانی است برای نشان دادن کراهت چهره ی جنايت سياسی در همه سال های وحشت و ترور و آشکار کردن نهايت وقاحت در توهين به انسان و کرامت انسانی. اين محل خود گواهی می دهد که امری غيرعادی اتفاق افتاده است. تجمع در اين مکان و فراخواندن نام قربانيان، بعنوان اولين مشخصه ی هويت هر انسان، در مکانی که رژيم می خواهد بگويد "وجود ندارد" و انسانهايی که "نبوده اند" آن را مکانی برای بازشناسايی هويت "ناپديد" شدگان کرده است، و نه فقط آنها که در آنجا دفن شده اند، که هر کجای ايران بوده اند.

خانواده های قربانيان در تمام اين سالها تمام رنجها را به جان خريدند و امروز خاوران به عنوان نمادی از نقض گسترده حقوق بشر در ايران و جهان شناخته شده است. سکوت ديگر جايز نيست، ما از تمام کسانی که برای توسعه مبانی حقوق بشر تلاش می کنند می خواهيم که همراه با بازماندگان قربانيان کشتارهای دهه ٦٠ به تخريب گورستان خاوران اعتراض کرده و نشان دهند که بی پناهی خانواده های قربانيان نقض حقوق بشر افسانه ای است که به گذشته تعلق دارد.

جامعه جهانى بهائى تخريب گورستان خاوران را محکوم مى کند

 

جامعۀ جهانى بهائى تخريب گورستانى را که محل دفن جمعى صدها نفر است که پس از انقلاب اسلامى ۱۳۵۷ (۱۹۷۹) در ايران به قتل رسيدند، تجاوزى بى رحمانه به حرمت انسانى خواند. در ميان دفن‌شدگان اين گورستان که در اوايل ماه جارى ويران شد حداقل ۱۵ نفر بهائى بوده اند.

ديان علائى، نمايندۀ جامعۀ جهانى بهائى در دفتر سازمان ملل متحد در ژنو، گفت: "ويران کردن گورستان خاوران توسط مأمورين دولتى با مفهوم حرمت مردگان در همه فرهنگ‌ها، و از جمله در تمام آموزه‌هاى اسلامى، مغايرت دارد."

خانم علائى افزود: "ما همصدا با تمام گروه‌هاى مدافع حقوق بشر در داخل و خارج از ايران، اين عمل شرم‌آور را که نشانۀ ديگرى از تعصبات حکومت فعلى ايران است، محکوم مى‌کنيم."

گورستان خاوران در جنوب شرقى تهران محل دفن صدها نفر از کسانى بود که در سال‌هاى اوليه انقلاب اسلامى در ايران به قتل رسيدند.

در اوايل اين ماه، جمعى افراد ناشناس با استفاده از بولدزر بخشى از گورستانى را که به آن"قبرستان کفار" (کفرآباد) مى‌گويند ويران کردند. اين بخش محل دفن بسيارى از افرادى است که در سال‌هاى اوليه انقلاب اعدام شدند.

گزارش‌ها حاکى است تخريب‌ کنندگان گورستان ، بنا به قرائنى آشکار، نمايندگان بخشى از حکومت بوده اند. همچنين گزارش شده است که مامورین دولتى به متصدی گورستان گفته‌اند که تخريب بخشى از گورستان به منظور ايجاد فضاى سبز يا تأسيس يک پارک در آن است.

از زمان وقوع اين حادثه گروه‌هاى مدافع حقوق بشر در ايران و بيرون از آن مراتب اعتراض خود را اعلام کرده‌اند.

سازمان عفو بين الملل در تاريخ ١١ بهمن ۱۳۸٧ (۲۰ ژانويه۲۰۰۹) از مقامات ايرانى خواست "بلافاصله تخريب صدها مقبره بى نشان فردى و جمعى در گورستان خاوران، در جنوب تهران، را متوقف کند تا حفاظت اين مکان تضمين شود و تجسس قانونى در اين محل را، به عنوان بخشى از يک تحقيق بى طرفانه، و به تعويق افتاده، در باره کشتارهاى جمعى که از سال ۱۳۶۶ (۱۹۸۸) شروع شد، آغاز کند..."

فعالان حقوق بشر در ايران، از جمله خانم شيرين عبادى، برندۀ جايزۀ نوبل، تخريب اين گورستان را محکوم کرده‌اند.

بنا به گزارش خبرگزارى فرانسه، کانون مدافعان حقوق بشر در بيانيه‌اى که روز ۶ بهمن (۲۵ ژانويه) منتشر کرد نوشت: "اخیراً مطلع شدیم كه گورستان خاوران - محل دفن قربانیان كشتار غیرقانونی زندانیان سیاسی دهۀ شصت و بویژه سال ۱۳۶۷ـ توسط برخی مأموران تخریب شده است." و افزود "بر این اساس كانون مدافعان حقوق بشر ضمن محكوم كردن این عمل زشت و ناپسند اعلام می كند، حفظ حرمت درگذشتگان وظیفه همگان از جمله مسئولان حكومتی است."

حداقل ۱۵ بهائى، که همگى قربانيان آزارهاى برنامه‌ريزى شده بر عليه بهائيان در سال هاى نخستين دهۀ شصت (هشتاد ميلادى) بودند، در اين بخش گورستان خاوران مدفون شده اند.

به طور خاص مى دانيم که اجساد هشت نفر اعضاى هيأت ملى اداره کننده جامعه بهائيان ايران که در روز ۶ دی ۶۰ ١٣ (۲۷دسامبر سال ۱۹۸۱ ) به قتل رسيدند و نيز شش عضو محفل روحانى تهران که در روز ۱۴ دی ۵۹ ١٣ ( ۴ ژانويه ۱۹۸۱) کشته شدند، در اين محل مدفون بوده است. احتمالاً بهائيان ديگرى نيز در همين بخش دفن شده بودند.

بنا به گفته يکى از بهائيانى که همسرش در اين بخش دفن شده اکثر گورها در اين قسمت هيچ نشانى نداشتند و فقط با شماره هاى رديف مشخص مى شدند.

اين خانم که در حال حاضر بيرون از ايران زندگى مى کند، مى گويد: "آنها به اينجا محل 'کفرآباد' مى گفتند و به ما فقط شماره رديف مى دادند و من از اين طريق فهميدم که شوهرم کجا دفن است. اما هيچ نشانه‌اى روى قبرها نبود و ما اجازه نداشتيم مشخص کنيم کدام قبر به چه کسى تعلق دارد."

با بولدوزر در گورستان خاوران

 

گورستان خاوران، در جنوب شرقی تهران

 گزارش ها از تهران حاکی از تخريب بخشی از گورستان خاوران و تبديل آن به پارک است.


خاوران، منطقه ای در شرق تهران، پس از دفن شماری از زندانيان سياسی اعدام شده در سال ۱۳۶۷ خورشيدی، در ايران و جهان، شهرت يافت.

در همين ارتباط، چند تن از خانواده های اعدام شدگان دهه ۶۰ با انتشار نامه ای خبر دادند: ماموران دولت جمهوری اسلامی ايران در فاصله روزهای ۲۰ تا ۲۷ دی ماه، قسمتی از گورستان خاوران را با بولدوزر زير و رو کرده و با ريختن خاک تازه در آن محل، اقدام به کاشت درخت کرده اند.

 

جعفر بهکيش در کانادا، که چند تن از بستگان خود را در دهه ۶۰ از دست داده است، با تاييد اين موضوع به «راديو فردا» گفت: «ما اطلاعات زيادی در مورد تخريب های انجام گرفته نداريم. برای مثال، نمی دانيم خاکبرداری تا چه عمقی انجام گرفته و اينکه آيا بازمانده قربانيان را به طور کامل به جای ديگری منتقل کرده اند يا خير.»
 

امیر منتظری در تهران، فرزند یکی از اعدام شدگان دهه ۶۰، در گفت و گو با «راديو فردا» تخریب بخشی از گورستان خاوران را تایید کرد و  گفت: «حتی شنیده شده است که گورستان بهاییان در این محل تخریب شده است.»

گزارش تخريب بخشی از گورستان خاوران در حالی انتشار يافته است که در ساليان قبل، بارها شايعاتی در خصوص اين اقدام مطرح شده بود.

در آخرين مورد، در تابستان سال جاری، اين احتمال نيز مطرح شد که در اين محل، گورستان عمومی ديگری احداث شود.

امير منتظری گفت: «بارها و بارها تهديد شده بود که اين محل را به بازار ميوه و آشغال فروشی و يا فرهنگسرا تبديل می کنند.»

در اين سال، آنچه که از سوی فعالان سياسی و حقوق بشر، «کشتار مخفيانه» يا «اعدام های جمعی زندانيان سياسی» در زندان های جمهوری اسلامی ايران ناميده می شود، آغاز شد.

به گفته فعالان سياسی و حقوق بشر، چند هزار زندانی سياسی در تابستان و پاييز ۱۳۶۷، به پايان دوران محکوميت اعلام شده خود نزديک شده بودند و حتی مدت محکوميت برخی از آنان، روزها و ماه ها قبل به پايان رسيده بود.

اما به جای آزادی، اين زندانيان در زندان های اوين تهران و گوهردشت کرج و همچنين زندان های مشهد، شيراز، اهواز و برخی ديگر از شهرهای ايران اعدام شدند.

اين اعدام ها توسط هيئت سه نفره ای تحت فرمان آيت الله خمينی، بنيانگذار جمهوری اسلامی، و در پی عمليات «مرصاد» يا « فروغ جاويدان» از سوی سازمان مجاهدين خلق صورت گرفت.

در اين عمليات، شبه نظاميان مجاهدين خلق اقدام به حمله به ايران با هدف سرنگونی نظام جمهوری اسلامی کردند.

اگرچه بيشتر اعدام شدگان ۱۳۶۷ را مجاهدين خلق تشکيل می دهند، اما شمار زيادی از زندانيان سياسی با گرايش های گوناگون سياسی نيز در اين ميان اعدام شدند.

هنوز کسی نمی داند که پيکر فرزند، برادر، خواهر يا همسرش در کجا به خاک سپرده شده است. خانواده ها تنها می دانند اجساد بسياری از اعدام شدگان در گورهای دسته جمعی که «کانال» نام گرفته است، قرار دارند.

معروف ترين اين گورهای دسته جمعی، دو کانال به عرض دو متر و طول ۱۰ متر در گورستان خاوران در جنوب تهران است.

خانواده های برخی از زندانيان سياسی اعدام شده، فروردين و شهريور هر سال در اين محل گرد می آيند و ياد عزيزان خود را گرامی می دارند.

 

آغاز روند تخريب گورستان خاوران موسوم به گلزار خاوران، به گفته خانواده اعدام شدگان دهه ۶۰، ادامه اقداماتی است که از تابستان سال جاری، با اعمال فشار، بازداشت، احضار و حتی هجوم به منازل بازماندگان شروع شد.

اعدام های دسته جمعی سال ۱۳۶۷، نخستين بار توسط آيت الله حسينعلی منتظری علنی شد؛ اقدامی که به گفته برخی از ناظران سياسی، از دلايل برکناری او از سمت نيابت ولايت فقيه به شمار می رود.
 

با اين همه، با گذشت بيش از ۲۰ سال از آن تاريخ، مسئولان جمهوری اسلامی ايران هيچ گاه به طور رسمی در اين باره سخن نگفته و اعدام های دسته جمعی سال ۱۳۶۷ را با وجود گورهای دسته جمعی در خاوران نپذيرفته اند.

در مقابل، در کنار سکوت حاکم بر پرونده اعدام های دسته جمعی سال ۱۳۶۷، مسئولان جمهوری اسلامی ايران، اعدام اعضای گروه های موسوم به ضد انقلابی در دهه ۶۰ را مجازاتی شايسته برای آنان دانسته اند.

در روزهای اخير، گزارش هايی در برخی از سايت ها منتشر شده که حاکی از تخريب بخشی از گورستان خاوران است.

آغاز روند تخريب گورستان خاوران موسوم به گلزار خاوران، به گفته خانواده اعدام شدگان دهه ۶۰، ادامه اقداماتی است که از تابستان سال جاری، با اعمال فشار، بازداشت، احضار و حتی هجوم به منازل بازماندگان شروع شد.

در همين ارتباط، درهای گورستان را برای مدتی بر روی بازماندگان قربانيان بستند. خانواده های مراجعه کننده به خاوران از سوی ماموران وزارت اطلاعات، احضار و مورد بازجويی قرار گرفتند.

در اين ميان، اين پرسش مطرح می شود که هدف از تخريب گورستان خاوران چيست؟

امیر منتظری اعتقاد دارد: «بخشی از اين اقدام به خاطر رسانه های شدن بيش از پيش قتل عام سياسی اين عزيزان است و بخش ديگری به دليل سياسی شدن فضای جامعه و اوج گيری فعاليت جنبش های اجتماعی در ايران است.» 

اما آيا اين گونه اقدامات می تواند در پاک کردن اين رويداد از اذهان کمک کند؟

پاسخ آقای منتظری منفی است. وی گفت: «سند يک قتل عام سياسی را نمی توان با از بين بردن آن اسناد نابود کرد. بخشی از اين سند، خانواده های قربانيان هستند که برخی ديگر از آنان، سه تا چهار عضو خانواده خود را از دست داده اند.»

وی با اشاره به اينکه خانواده های اعدام شدگان دهه ۶۰ «ديگر چيز زيادی برای از دست دادن ندارند»، افزود: «ديگر نمی شود سکوت کرد و ما در قبال از بين رفتن آنچه که برای ما باقی مانده بود، واکنش نشان خواهيم داد.»   

در سال های اخير برخی از خانواده های اعدام شدگان، اقداماتی را برای حفظ خاوران انجام دادند. در اين خصوص، به نوشته برخی از سايت ها، اين خانواده ها دو سال پيش با ارسال نامه ای به آيت الله منتظری، از او خواستند نظرش را در مورد تخريب گورستان غير مسلمان ها اعلام کند.

آيت الله منتظری در پاسخ به اين پرسش «که آيا تخريب گورستان غير مسلمين مجاز است؟» آن گونه که در سايت های اينترنتی منعکس شده است، به صراحت اعلام کرد:« در اسلام، بی احترامی به ميت و تخريب گورستان حتا غير مسلمان جايز نيست.»

پيش از اين نيز سازمان عفو بين الملل که مقر آن در لندن است، در اوايل شهريورماه سال جاری خواستار مجازات عاملان اعدام زندانيان سياسی در ايران در سال ۱۳۶۷ شده بود.

به گفته اين سازمان حقوق بشری، قوانين بين المللی حقوق بشر ايجاب می کند که مقامات ايران در موارد نقض حق حيات، مانند موارد ارتکابی در طول «قتل عام زندانيان»، تحقيقاتی جامع و بی طرفانه انجام دهند و مسئولان آن را شناسايی و تسليم عدالت کنند.

عفو بين الملل در بيانيه خود نوشت : «گذشت زمان و کوتاهی در اين مورد به هيچ عنوان از اين مسئوليت نمی کاهد.»

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 16:59  توسط هیوا | 

سايت حقوق بشر ايران آمار اعدام شدگان سال 2008 در ايران را حدود 350 نفر اعلام کرد. اين آمار به گفته سخنگوي اين ‏سايت، بر اساس آمار منتشر شده در رسانه هاي رسمي ايران استخراج شده است. ‏ اين گزارش به اعدام‎ ‎هاي انجام شده از تاريخ يکم ژانويه 2008 تا 31دسامبر 2008 نظارت دارد و مي نويسد : اين آمار به ‏هيچ وجه تصوير دقيقي از اعدامهاي ايران ارائه نمي دهد زيرا به گفته يک مقام رسمي حکومتي در ايران، برخي از ‏اعدامها در ايران هرگز در رسانه ها انتشار نمي يابد. بهروز ثمره سايت حقوق بشر ايران آمار اعدام شدگان سال 2008 در ايران را حدود 350 نفر اعلام کرد. اين آمار به گفته سخنگوي اين ‏سايت، بر اساس آمار منتشر شده در رسانه هاي رسمي ايران استخراج شده است. ‏ اين گزارش به اعدام‎ ‎هاي انجام شده از تاريخ يکم ژانويه 2008 تا 31دسامبر 2008 نظارت دارد و مي نويسد : اين آمار به ‏هيچ وجه تصوير دقيقي از اعدامهاي ايران ارائه نمي دهد زيرا به گفته يک مقام رسمي حکومتي در ايران، برخي از ‏اعدامها در ايران هرگز در رسانه ها انتشار نمي يابد. اين مقام رسمي در گفت و گو با خبرگزاري جمهوري اسلامي در ‏مورد اعدام يک جاسوس گفت : ما معمولا جاسوسها را اعدام نمي کنيم و اگر هم اعدام کنيم، آن را اعلام نمي کنيم. اين امر ‏نشان دهنده اين است که همواره آمارهاي اعلام شده در منابع رسمي ايران، از آمار واقعي آن کمتر است.‏ ‏ منابع آماري 282 مورد از آمار گزارش شده اين تحقيق، اخبار و گزارشهاي منتشر شده در مطبوعات و سايتهاي خبري ‏رسمي ايران است و 70 مورد از اين 350 اعدام گزارش شده، مربوط به گزارشهايي است که به گفته سايت حقوق بشر ‏ايران، گرچه منابع موثق آن را تاييد کرده اند اما برخي از آنها در رسانه ها انعکاس نداشته و از اين رو همچنان در دست ‏بررسي است. ‏ به نوشته اين تحقيق آماري استان تهران با 95 اعدام، بيشترين آمار را در بين استانهاي ايران داراست. پس از آن زاهدان با ‏‏32 اعدام، اصفهان با 23 مورد، قم با 19 مورد و مشهد با 12 مورد، بيشترين رقم اعداميان را داشته اند و بقيه استانها و ‏شهرستانهاي ايران رقمهاي کمتر از ده مورد را داشته اند. ‏ در اتهام هاي منجر به اعدام، طبق آمار موضوعي ( محکوميت بر اساس اتهام)، قتل، قاچاق موارد مخدر و تجاوز بيشترين ‏اتهام ها بوده اند اما همچنين مواردي همچون محاربه، فساد اقتصادي، جاسوسي و اراذل و اوباش نيز در آمار اعدام شدگان ‏به عنوان جرايم ايشان ذکر شده است. ‏ در 282 موردي که منبع آماري آنها مطبوعات و خبرگزاري هاي ايران بوده اند، نام چهار زن به چشم مي خورد که همگي ‏در زندان اوين به دار آويخته شدند.‏ در اعدام نوجوانان نيز نام هفت نفر ديده مي شود که در شهرهاي اصفهان، شيراز، سنندج و بوشهر به دار آويخته شدند. ‏ اين سايت که در معرفي خود نوشته است که تلاش مي کند تا اخبار و اطلاعات حقوق بشري ايران را به نقل از منابع رسمي ‏و موثق داخل ايران گزارش کند، همچنين به شيوه اعدامها نيز تو جه کرده است. بر اين اساس، 20 مورد از اعدام هاي ‏گزارش شده، در ملا عام، دو مورد سنگسار ( از سه مجازات سنگسار در مشهد دو مورد منجر به مرگ شد و يک مورد ‏نجات يافت) و يک مورد در زندان اصفهان ابتدا تير باران و بعد به دار آويخته شد. ‏ آخرين آمار اعلام شده در مورد اعدام هاي ساليانه در ايران توسط سازمان عفو بين الملل اعلام شد که مربوط به سال 2007 ‏بود و شامل 317 مورد مي شد. اين سازمان هنوز آمار سالانه اعدام (2008) را اعلام نکرده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 بهمن1387ساعت 20:12  توسط هیوا | 

دستگیری عباس جلیلیان، نویسنده کرد

محمدرضا اسکندری


عباس جلیلیان، یکی از نویسندگان کرد که صرفاً در حوزه زبان و ادبیات کردی و به ویژه کردی جنوب (گورانی) فعالیت ادبی داشته و از نویسندگان بنام در کرمانشاه و خالق آثاری چون فرهنگ کردی ـ کردی ـ فارسی باشور که کامل‌ترین و معتبرترین فرهنگ لغت کردی جنوب است، رمان «رنگامه» شامل چندین داستان کوتاه و کتاب «زرینه و سیمینه» که شامل مجموعه اشعار و ضرب‌المثل‌های فولکلور مناطق کردنشین، توسط ماموران امنیتی در اسلام‌آباد غرب دستکیر شده است.


بلال مراد ویسی

در رابطه با دستگیری عباس جلیلیان با آقای بلال مرادویسی، از فعالان مدنی کرمانشاه گفت‌وگویی‌ انجام داده‌ام که توجه شما را به آن جلب می‌کنم.

نیروهای امنیتی اسلام‌آباد غرب آقای عباس جلیلیان را بازداشت کردند، علت بازداشت چه بوده است؟

متاسفانه نهادهای امنیتی اسلام‌آباد غرب هیچ دلیلی برای بازداشت آقای جلیلیان به خانواده وی ارائه نکرده‌اند و فقط اعلام نموده‌اند که وی پس از یک روز به کرمانشاه انتقال یافته است. از آنجایی که محدوده فعالیت آقای جلیلیان حوزه فرهنگی و ادبیات بوده است، ابهام پیرامون علت بازداشت ایشان بسیار زیاد است.

بنابر گزارش سازمان‌های مدنی کرد فعالیت عباس جلیلیان صرفاً در حوزه زبان و ادبیات کردی و به ویژه کردی جنوب (گورانی) بوده است. آنان اعتقاد دارند که حکومت با نویسندگانی که در منطقه گوران‌نشین کار ادبی کردی می‌کنند به شدت برخورد می‌کند، چرا؟

موج تازه توجه فعالین مدنی و فرهنگی مناطق گوران‌نشین به فرهنگ و هویت بومیشان خوشایند بسیاری و از جمله حکومتگران نمی‌باشد. جدای از این بحث که اصولن حکومت با بسیاری از حقوق شهروندی و از جمله آن حق ترویج و آموزش زبان مادری سر ناسازگاری دارد، اینان توان مشاهده به هدر رفتن تلاش چندین ساله‌شان در تغییر هویت ساکنین این منطقه را ندارند و در این راستا حتی هزینه را متوجه فعالیت یک نویسنده و فعال ادبی نیز می‌کند.

عباس جلیلیان

عباس جلیلیان پیش از این نیز چندین‌بار به اداره اطلاعات احضار شده بود. دلیل احضارهای قبلی وی سفرهای کاری و ادبی‌ به کردستان عراق عنوان شده بود، مگر این سفرها به صورت قانونی و از طریق گمرک صورت نمی‌گیرد، آیا سفر و شرکت در کنکره‌های ادبی کردی ممنوعیت قانونی دارد؟

نه تنها این گونه سفرها و فعالیت‌هایی قانونی‌اند، بلکه براساس قانون اساسی جمهوری اسلامی اصولن آموزش به زبان مادری نیز مجاز بوده و منع قانونی ندارد. مسئله تاسف‌بار عدم التزام نهادهای امنیتی به مفاد قانونی و تفسیر دل به خواه آن می‌باشد.

عباس جلیلیان و استاد مظهر خالقی

شما می‌توانید از آخرین وضعیت آقای عباس جلیلیان برای ما بگوئید؟

تا این زمان اجازه تماس به آقای جلیلیان با خانواده‌اش داده نشده و به غیر از تایید خبر بازداشت و انتقال وی به کرمانشاه هیچ خبری

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 بهمن1387ساعت 21:20  توسط هیوا | 

 

حكايت است در شهر شيخي مي‌زيست ظاهر الصلاح و وي را كنيزكان زيبا روي بسيار بود؛ هريك به غايت جمال و نهايت كمال. در شهر مصطلح بود كه شيخ بعلت كهولت سن و وفور رياضت دچار جمودت مزاج گشته و ياراي همخوابگي با كنيزكانش را ندارد و اين مهم بر عهده قلندران و رندان شهر افتاده تا كام دل در خفا برآرند.

  • روزي مه‌چهره ترين كنيز شيخ- كوزه ماست بر كتف- از كويي گذر ميكرد نوخطي[1] بديد برومند و رشيد. پيش آمده، صدا نازك نمود و باب مراوده گشود كه : اي جوانك! مولاي من در سفر است و پيش از عزيمت فرموده بود تا اين كوزه به خانه برم. تصديق فرمايي كه مرا حمل كوزه سنگين باشد و انصاف آن است كه مرا در رساندن آن به منزل ياري كني كه دست گيري از ضعيفان از اوصاف رادمردان نامند. جوان را اين سخن خوش آمد و با خويش انديشيد براستي آنچه از دوستان در اين باب نقل شده حقيقت است. به يقين مادگي اين كنيز محروم غليان نموده و در غياب شيخ خيال كام روايي در سر مي‌پرورد. باشد تا حميتي صرف كرده و چون ديگران با وي عيشي تمام نمايم. لادرنگ كوزه بر دوش نهاد و از خلف كنيز روان شد. در راه، كنيز عشوه‌ها نموده، خون مردانگي جوان به غلظت آورد و او را به وصل خود وعده داد. باري، جوان با تدبير تمام به منزل شيخ درون گشت، كوزه بر ايوان نهاد و تمناي كام كرد. كنيز گفت: من نيز در آتش اين سودايم اما فرصت چنين عيشي هماره مهيا نباشد و از آنجا كه تو تازه جوان و كم تجربتي ترسم شهوت بسرعت از تو دفع گردد. لذا شرط عقل آن باشد كه به ياري شراب و ترياق[2] بر مدت و لذت جماع بيافزاييم تا خوشي زود زايل نگردد. آنگاه شراب و ترياق پيش آورد و جوان به كفايت بنوشيد و بكشيد. در اين طريق كنيز زلف افشان و خندان وي را ممارست و معاونت مي نمود تا جوان را نيم‌هوشي پديد آمد و مستي و سستي بر وي مستولي گشته، بر زمين افتاد. كنيز كه اين حالت بديد گفت: آيا توان برون كردن جامه از تن داري تا به فريضه مشغول شويم؟ جوان پاسخ داد: والله كه مرا هوش و گوش چندان نمانده و تو خود اين عمل فرما! كنيز كه اين جواب استماع كرد بانگ برآورد: اي شيخ! وارد شو!
    به ناگاه شيخ از پس پرده برون آمد، بي كلام كم و بيش جامه از تن خود و جوان دريد و به مهارت تمام آلت چربين خود بر دُبُر
    [3] جوان دخول كرده، كار وي بساخت. جوانِ ضعيف طالع[4] نيز قواي ايستادگي نداشت و به قضاي جفاي خويش تن داد. چون شيخ از كار فارغ شد و زمان سپري، قوت به دماغ جوان رجعت نمود. پس زبان به گلايه گشود كه : اي شيخ! مرا جامه و ماتحت دريدي و با نيرنگ خويش ننگ نهادي. اين چه حكايت باشد كه بر من روا داشتي؟
    شيخ گفت: اي جوانك! بدان كه مرا از جواني صفتي است پوشيده بر اغيار كه كنون بر تو فاش شده. من به دختركان و نسوان علقه‌اي نداشته، اَمَرد باز
    [5] و غلام‌باره‌ام و روزگار به طمع وصال پسران نوباب و خوش خطي چون تو مي‌گذرانم. عمري است كه به كنيزان خود كافور خورانده، قواي شهوت آنان ستانده و ايشان را دامي مي نهم براي سست طبعان و خام طمعان. از براي اينكار آنان را خلعت و زر مي‌دهم. حال گوش دار كه اگر اين واقعه به جماعت عيان كني من نوخطان ديگر از كف خواهم نهاد و تو آبروي خويش! پس في الفور از حجره‌ام بيرون شو به يارانت قصه ساز كه امروز با كنيز شيخ نزديكي ساختم به كيف كامل.
    فرج نديده، باسن خويش به باد دادم ............ .... واي كه شرف به شيخ شياد دادم
    جوانك اين سروده بداهه گفت، لباس به تن گرفت و ناخن به دهن و بيرون شد.
    ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- -------
    هان! اي پسر! اين سخن در گوش آويز كه شيخكان، چَسنگ[6] بر پيشاني دارند و خدنگ در آستين. در آنچه از جانب ايشان به وعده و سودا عرضه گردد تامل نما و در معاشرت با اين جماعت هوش دار والا ناگاه آلت ايشان در ماتحت خويش يابي و توان فغان در خود نيابي.

اسرار اللطيفه و الكسيله

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 بهمن1387ساعت 19:48  توسط هیوا | 
                                                                                                                                                 

مبارزه میلیون ها زن در سراسر جهان برای کسب ازادی و برابری با مرد و به عنوان انسان و غیر قابل جدایی از قرارداد انسانی هنوز با پیشرفت های فراوان دیده شده ادامه دارد.                                                                                            

وبا توجه به ظهور افکار انسانی در این مورد و نمایندگان این جنبش در سراسر جهان این جنبش (جنبش احقاق حقوق زن) با سرعت خوبی درحال پیشرفت است و ورود زنان برای بدست گیری پرچم رسالت خود باعث پیشرفت این حرکت شده است.                          

 برخی کشورها با حاکمیت درست دراین راه قدم های قاطع تری برداشته اند(اسپانیا)واین جنبش به حرکت فعالانه و رشد خود ادامه می دهد حتی در کشور ما ایران هرچند با سرعت کم قدم دراین راه گذاشته شده است.                                                      

در کشور ایران فعالیت در این مهم به معنی به مبارزه طلبیدن دولت ایران است وفعالین این بخش کاملا در خفا و بعضی ازادانه قدم برمی دارند که جای حمایت داخلی و بین المللی دارد (شیرین عبادی).                                                                        

وبلاگ نویسان در این امر کاربزرگی برعهده دارند چون بااین جنس ارتباط برقرار کرده و در صدد شناساندن این دست رنج دیده و به انزوا کشیده شده جامعه دارند و این مقاله در همین راستا تهیه شده است.                                                                    

در جامعه ایران زن از جهات زیادی در انقیاد مرد است که عوامل این عبارت است از:                                                     

طبع سلطه جوی مرد(که بستگی به شناخت مرد از زن و عوامل دیگر دارد)                                                               

فرهنگ جامعه که ریشه در مذهب ان جامعه دارد(سنت گرایان) و بسیاری موارد دیگر...

یک  سخن خوب میگوید                                                                                      

ازادی زن شاخص ازادی کل جامعه است.                                                               

زن و جامعه:                                                                                                                                         

جامعه ایران با دیدی سنتی و در هاله ای از مذهب نگاهی به جنس زن داشته و داردکه به وضوح در قرن21 در ایران دیده میشود که عبارت ان از:1:ارج نهادن به فرزند پسر2:عدم اجازه تحصیل به دختر ها و وحتی زنان بعد از ازدواج(با تاکید بر شغل خانه داری زن بدون هیچ حقوقی)3:شوهر دادن اجباری و بدون رضایت و گاهی با دخالت بزرگ تر ها مانند عمو ها و............4:ازدواج به زور در سنین کم.5:و نگاه کردن به این جنس به عنوانتهدید کننده ابروی خانواده(که بیشتر در خانواده ها سنتی دیده شده.واین کار در لوای قوانین زد این جنس از بشردر دین حاکم بر جامعه ایران).5:عرضه ی ان به افرادی باسن بالا در برابر امورات خانواده(خرید فروش مثل برده میان مردان).                                                                                                                

همه ی اینها حقیقت های تلخی هستند که هنوز در جامعه ی ما وجود دارد هر چند نا محسوس ولی زد بشری .در جامعه ی ایرانمرد باپشتیبانی دولت و مذهب حاکم به هر طریقی زن را تحقیر میکند که در قانو اساسی و قضایی قابل مشاهده است.وبسیاری موارد حاکم بر جامعه ی ایران که بسیار غم انگیز است  و جای اصلاحات فراوانی در ان دیده می شود                                               

و غم انگیز تر از ان حمایت دولت ایران که با همراهی قران و عالیجنابان سیاه پوششانو کتب های زیادی که از عهد دقیانوس باقی مانده(نهج البلاغه و...).                                                                                                                          

انقلاب1357 :                                                                                                                                    

در انقلاب 1357 نقش زن ستیزانه این رژیم بسیار برجسته بود و به دلایل زیاد و درک ناذرست احزاب مخالف مورد توجه و شناسانندن ان به جامعه اتفاق نیفتادو حتی اهمیتی در خور به ان داده نشد و نیروهای مرتجعی که حول خمینی بت شکن جمع شده بودنددرست در استانه هشت مارس 1357با طرح حجاب اجباری علیه زنان شمشیر کشیدند .انان نوید جامعه ای را میدادند که سرکوب و فرودستی بیمار گونه زن شاخص اصلی ان بود که همین گونه هم شد والبته در این راهبه موفقیت های بسیار عمیقی رسیده اندو این افکار را در فرهنگ و روح فاسد مذهبی مردم ایران قرار دادهکه جدایی از ان بسیار وقت برای ملت ایران طلب میکند که لزوم در افتادن با خدا و پیغمبردر ان به وضوح دیده میشودکه کاری سخت دشوار در جامعه ایران برای ان متصور است.           

امروزه دولت ایران این مشکل را دریافته و قدم در راه احقاق دروغین حقوق زن برداشتهو این را از طریق ایجاد جوامع فمینیستی اسلامی برداشته که سخت با حقوق واقعی زنان ناسازگار است و فقط ظاهری خوب دارد که باید از طرف زنان و دختران ایرانی شناخته شده و غیر فعال گردد.                                                                                                                     

اینان یا درک درستی از هویت زن ستیزانه اسلام ندارند که حتما دارند وخواهان استفاده از حقوق اسلامی برای رهایی زن هستند اگر بتوان گفت رهایی.                                                                                                                                   

امروزه این تلاش ها برای احقاق حقوق زنان سخت به  دولت ایران فشار می اورد چون حقیقت ایدئولوژی انها را ثابت و لازم به تغییر می یابد.                                                                                                                                      

دختران جوان به راحتی توسط مردان به فحشا واعمال دیگر کشیده میشود واین دختراست که اواره شده و خودکشی میکند چون قانون هم طرف او نیست.                                                                                                                                 

در همه ی رمان های بزرگ و شعرها عاشقانه از رابطه ی مرد و زن صحبت شدهو این رفتارها برای بازیگران ان رمانها اشکالی در بر ندارد ولی اگر در جامعه چنین اتفاقی رخ دهد به حساب هوا و هوس گذاشته می شود و تحقیر اطرافیان و خانواده دنبال ان است و این دختر مظلوم چه باید بکند؟این حقیقت تلخ روح زنان ایران را می خورد و حکم تغییر این قوانین ضد بشری را نه از طیق دولت چون دولت خود طرف این قوانین است و بقای خود را در این قوانین ضد بشری می بیند و باید از طریق مبارزه ی زنان و مردان ازادیخواه انجام گیرد.                                                                                                                     

حکم زن نابارور در ایران از طریق سخن امام ششم شیعیان به صراحت بیان شده که معتقد است ارزش زن نازا از گلیم پاره ی جلوی در خانه کمتر است(این هم از دانشمندان نسل محمد).                                                                                          

زن امروز ایران نه تنها اینگونه بلکه در محیط کار تحقیر شده و حقوقی برابر نصف حقوق مرد دریافت می کند چون برده کردن زن از طریق وابستگی اقتصادی بسیار راحت است وازدواج نهادی است که اگر در جامعه ی ایران هر دختری وارد ان نشود از طرف خانواده و فامیل تحقیر می شود.                                                                                                                  

اینها حقیقت های تلخ جامعه ی ایران هستند واگرزن به فکر ازادی خود نباشد هیچ قانونی و مذهبی(یهود و مسیحیت)به ازادی این قشد نمی اندیشد.                                                                                                                                         

 

وقتی از این همه تباهی چیزی نگفته باشیم                کسی که ارام به راه خود می رود کناهکار است                

 

 

اسو

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 دی1387ساعت 18:9  توسط هیوا | 

مقاله ای از ( هیوا جنا ) در باره فسادها و دروغ پردازیهای سران حکومت دیکتاتوری اسلامی ایران به زودی در وبلاگ

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 مرداد1387ساعت 11:34  توسط هیوا | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 تیر1387ساعت 1:40  توسط هیوا | 
 

 

دستگيري يار آزادي خواه

+ نوشته شده در  جمعه 24 خرداد1387ساعت 22:14  توسط هیوا |